شيوه هاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان
بعضي از معلمان بي آنکه به يادگيري و درک مطلب از سوي شاگردان توجهي داشته باشند، پي در پي درس مي دهند و درباره درس هاي گذشته هيچ گونه پرسشي نمي کنند. روان شناسان معتقدند که با اين روش انگيزه هاي لا زم در شاگردان پديد نميآيد. اما اگر معلم بتواند هر دو هفته يک بار از درس هاي داده شده امتحان کند و نمره هاي آنها را به نحوي در آزمون هاي پاياني دخالت دهد انگيزه شاگردان را براي پيشرفت تحصيلي بيشتر و دريافت نمره هاي بهتر افزايش مي دهد. اما معلم نبايد نمره و امتحان را وسيله تهديد قرار دهد و پيوسته به شاگردان يادآور شود: «جوجه را آخر پاييز مي شمرند يا در امتحان خواهيم ديد!»
اين گونه تهديدها در تمرکز و حواس شاگردان اختلا ل به وجود مي آورد و آنان را بيشتر به فکر تقلب مي اندازد تا آموختن درس.
3- انگيزه حس کنجکاوي
يکي ديگر از راه هاي ايجاد انگيزش تحريک حس کنجکاوي شاگردان است. اگر معلم بتواند ضمن درس مسائل مربوطي را مطرح کند يا طرح هايي را ارائه دهد که نياز به دانش و بينش داشته باشد آن چنان که شاگردان را براي يافتن پاسخ به تلا ش و کوشش فکري وا دارد اين امر بي شک آنان را به دانستن و آموختن بيشتر علا قه مند مي سازد، زيرا يکي از ويژگي هاي هر انسان سالم و اميدوار به زندگي، يافتن پاسخ هاي درست براي مسائل و معماهايي است که در برابر او قرار مي گيرند.
4- اهميت شبيه سازي و بازي
وقتي درس با تفريح و بازي همراه باشد شاگردان به آموختن آن علا قه بيشتري پيدا مي کنند. بازي ها وشبيه سازي ها از آن جهت داراي اثر انگيزشي هستندکه هم اطلا عات يادگيرندگان را با واقعيت هاي محيط افزايش مي دهند و هم تصويرهاي روشني از زندگي واقعي عرضه مي کنند و شاگردان را به طور مستقيم با جريان ها و مسائل يادگيري روبه رو مي سازند.
به تجربه ثابت شده است که وقتي يادگيرندگان مطالب درسي را در ارتباط با مسائل و پيشرفت هاي زندگي ببينند و آنها را سودمند تشخيص دهند به آموختن آنهادلبستگي بيشتري پيدا مي کنند.
5- علا قه معلم به درس
علا قه امري مسري است. وقتي شاگردان ببينند که معلم خود تا چه حد به موضوع درس و پيشرفت در آن اهميت مي دهد، همين امر سبب مي شود که شاگردان نيز درس را جدي بگيرندو براي آموختن و تسلط در آن کوشش بيشتري به کار برند، اما اگر ملا حظه کنند که معلم به درس چندان علا قه و توجهي ندارد يا از روي خستگي و بي ميلي به تدريس مي پردازد و شاگرداني که درس را آموخته يا نياموخته اند در نظر او يکسانند آنها نيز نسبت به درس بي اعتنا مي شوند. البته پيشرفت هاي تحصيلي در چنين وضعي بسيار کند و ناچيز خواهد بود.
6- کلا س درس دل انگيز
کلا سي که از نظر وسعت، آسايش و نور و تهويه خوب و متناسب باشد بيشتر رغبت شاگردان را براي حضور مرتب در کلا س بر مي انگيزد. به ويژه اگر از نظر رواني هم از شرايط لا زم برخوردار باشد. همچنين معلم و سرپرستان مدرسه بايد مراقب امنيت بدني و رواني شاگردان باشند. بدين معنا که اجازه ندهند شاگردان زورگو و زير دست آزار امنيت رواني شاگردان ضعيف تر را دچار مخاطره سازند. به علا وه کلا س هر درس بايد در حد امکان داراي تجهيزات مورد نياز باشد. براي نمونه، در کلا س معلم جغرافيا بايد افزون بر نقشه جهان نما نقشه کشوري که درس آن داده مي شود وجود داشته باشد.
7- تاثير مسابقه
مسابقه نيز يکي ديگر از انگيزه هاي آموزشي به شمار ميآيد. وقتي معلم مي خواهد بداند کدام يک از شاگردان او در درس معيني بهترين است ميان شاگردان مسابقه برقرار مي کند. البته بايد توجه داشت همان گونه که در وزنه برداري هموزن ها با هم مسابقه مي دهند، در موضوع هاي علمي نيز نمي توان شاگردان کم هوش را با پر هوش به مسابقه وا داشت. مسابقه هاي ناهمگون نه تنها انگيزه يادگيري پديد نمي آورند، بلکه شاگردان کم استعداد را از درس و مدرسه سرخورده و نااميد مي سازند.
روان شناسان معتقدند که اگر بنا باشد ميان شاگردان مسابقه اي انجام شود بايد شاگردان هم استعداد را به مسابقه وا داشت، ولي بهترين مسابقه آن است که هر شاگرد را با خودش مسابقه بدهند، يعني بکوشند پيشرفت هاي درسي او هر هفته بهتر از هفته قبل باشد.
8- دريافت جايزه
گروهي از شاگردان براي در يافت جايزه به کار و پيشرفت هاي تحصيلي علا قه نشان مي دهند. اگر به شاگردي که در کارش پيشرفت کرده است جايزه بدهيم شاگردان ديگر را به طور غير مستقيم به کارشان دلبسته کرده ايم شاگردان هر چه بيشتر به دريافت جايزه علا قه داشته باشند کوشش زيادتري براي اصلاح و پيشرفت تحصيلي به خرج مي دهند. جايزه، گرچه داعيه موثري براي کار و فعاليت است، اما بايد جانب احتياط را رعايت کرد. پدر و مادر يا معلمي که براي کار کودکان پيوسته به جايزه متوسل مي شوند در واقع به آنان رشوه مي دهند. در اينجا خطري که ممکن است پيش بيايد اين است که کودکان عادت کنند هر وقت جايزه اي در کار باشد بايد به فعاليت بپردازند و آنگاه که جايزه اي وجود ندارد سستي و تنبلي پيشه کنند. به اين جهت، شايسته است که مشوق ها و داعيه هاي ديگري را به کار برند.
9- پرهيز از تبعيض
يکي از عواملي که موجب دلسردي و بي علاقگي در امر تحصيل مي شود، تبعيضي است که معلم نسبت به شاگردان مختلف روا مي دارد. وقتي شاگردان ببينند که معلم با آنان رفتاري يکسان ندارد و بعضي را بر بعضي ديگر ترجيح مي دهد نسبت به او سو»ظن پيدا مي کنند و در نتيجه به درس او نيز بي علاقه مي شوند.
معلم ورزيده و کاردان هرگز اين احساس را در شاگردان خود به وجود نمي آورد که او فرزندان طبقه هاي اجتماعي بالا را برتر از فرزندان طبقه هاي پايين مي داند، بلکه مي کوشد نشان دهد که در کلاس براي او فرزندان سرمايه داران، دولتمردان و کارگران يکسانند. فقط کساني که در نزد او گرامي ترند که وظيفه شناس ترند و مسوول ترند و در نتيجه از امتياز و احترام بيشتر برخوردار مي شوند.
10- ايجاد نگراني
تشويش يا نگراني نيز در مواردي فرد را وادار به کار و فعاليت مي کند. اگر شاگرد از نمره بد يا مردود شدن در امتحان پاياني بيمي به خود راه ندهد و به درس خواندن و يادگيري نمي پردازد اما نگراني بيش از حد هم موجب اختلال در تمرکز انديشه و حواس مي شود و شاگرد را از پيشرفت هاي تحصيلي باز مي دارد و در نتيجه او را از درس و مدرسه بيزار مي کند. بنابراين، نگراني و دلواپسي اگر بدان حد و ميزاني برسد که شاگرد را به کار و کوشش وادار کند انگيزه اي ارزنده و سودمند است، اما اگر سبب اضطراب خاطر و اختلال فکر گردد معلم بايد در تسکين آن بکوشد و به راه هاي مختلف شاگردان را از نگراني امتحان و نمره به در آورد.
11- تغيير به عنوان پيشرفت
اگر شاگرد اعتقاد پيدا کند که تغيير و تحول نشانه پيشرفت و تکامل است، آن وقت مي کوشد که خود را از حالت ايستايي و توقف در جهالت و ناداني خارج سازد و با آموختن مطالب و راه و روش هاي جديد خود را با دگرگوني هاي محيط سازگار نمايد. اگر نتوان چنين فکري را در ذهن شاگرد به وجود آورد نمي توان از او انتظار داشت که براي تغيير و يادگيري و بهبود وضع خود کوشش پيگير به کار برد، اما گاهي مي توان با توسل به آيه ها و حديث هاي ديني و اشاره به خواست و اراده خداوند به تحقق چنين هدفي دست يافت، چنانکه آيه شريفه «اگر مردم براي تغيير وضع خود کوشش نکند خداوند به تحول و اصلا ح کار آنان ياري نخواهد کرد» سوره رعد آيه 11 انگيزه بسيار موثري براي به کار و گوشش واداشتن شاگردان خداشناسي خواهد بود.
12- ارتباط درس با زندگي
معلم در همان جلسه نخست بايد به بيان اهميت و اعتبار درس خود بپردازد و فرا گرفتن درس را به پيشرفت و حل مسائل زندگي ارتباط دهد. براي مثال، درس حساب و رياضي را، نه تنها يک دانش مهم به شمار آورد، بلکه دانستن آنها را، هم در مسائل روزانه زندگي و هم در محاسبه هاي علمي و ياري به پيشرفت در علوم ديگر، يادآور شود.
۱-طرح مطالب درسی به صورت پرسش های جالب : مطلب یا موضوعی را كه می خواهیم كودك و نوجوان یادبگیرد ، به صورت پرسش یا پرسش هایی روشن و جالب كه آنها را به فعالیت ذهنی و پویندگی ترغیب نماید ، مطرح كنیم . باید تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نیاز به وجود آید . 2-دانش آموزان در اثر شكست در درسی نسبت به آن نگرش منفی پیدا می كنند باید به آنها كمك كرد تا با كسب موفقیت در درس جدید ، به تصویری مثبت از توانایی خود دست یابند زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود . 3-تجربه و تماس مستقیم با مطالب درسی : سعی نمایید تا دانش آموزان آنچه را كه می خواهند یادبگیرند با آن تماس پیدا نموده و تجربه مستقیم و عملی داشته باشند . 4-اهداف آموزشی مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس برای آنها بازگو نمایید . اهداف باید روشن و متناسب با توانایی دانش آموزان باشد . 5-اجرای نقش : بهتر است در زمینه برخی از موضوعات ازجمله تاریخ ، ادبیات ، دینی و … دانش آموزان را تشویق نماییم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمایش در آورند . اجرای نمایش در تفهیم مسائل تربیتی و اخلاقی بسیار مفید و مؤثر می باشد . 6-در شرایط مقتضی و مناسب از تشویق های كلامی استفاده كنید . مثلا“ خوب ، آفرین ، مرحبا و … 7-باید شرایطی فراهم شود تا دانش آموز موفقیت خود را احساس كند زیرا هیچ چیز همانند خود موفقیت به موفقیت كمك نمی كند . 8-تكالیف ارائه شده نه باید بسیار مشكل باشد و نه ساده ، از ارائه تكالیف یكنواخت باید پرهیز كرد و به عبارتی تكالیف باید خاصیت برانگیختگی داشته باشند . 9-مشخص كردن نحوه انجام كار برای یادگیرنده : كاری را كه دانش آموز قرار است انجام دهد باید دقیقا“ مشخص شود . 10-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسی و شركت دادن آنها در طرح نقشه های كار و فعالیت 11-استفاده از نمرات و آزمون ها برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان 12-علاقه مندی یاددهنده به موضوع : دربسیاری از مواقع مشاهده می كنیم كه بی علاقه بودن یادگیرندگان به موضوعی خاص ناشی از علاقه مند نبودن والدین و مربیان آنهاست . معلمی كه در زنگ انشاء ، ورقه های ریاضی را تصحیح می كند یا در ساعت ورزش به بافندگی مشغول می شود ، عملا“ به یادگیرندگان می گوید كه برای این فعالیت ارزش قائل نیست . 13-مطالب آموزشی را باید از ساده به دشوار ارائه كرد . می توان با فعال سازی دانش آموز به هنگام تدریس در او ایجاد انگیزه نمود . 14-به وضع جسمانی دانش آموزان و وضع ظاهری كلاس باید توجه نمود . كلاس درس را باید از نظر ظاهری و روانی تبدیل به محیطی امن و آرام نمود . 15-از مقایسه نمودن دانش آموزان با یكدیگر خودداری نمایید . 16-قدردانی از كار دانش آموز او را به كوشش و تلاش بیشتر و دلبستگی به درس وادار خواهد نمود . 17-برقراری ارتباط بین مطالب درسی با واقعیات زندگی در ایجاد انگیزه مؤثر می باشد . 18-بلافاصله دانش آموز را از میزان پیشرفت در كارش مطلع نمایید . آگاهی از نتیجه كار در هر مرحله از آموزش ، دانش آموز را از عملكرد خود آگاه نموده و باعث می شود تا به تقویت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفی خود بپردازد . 19-استفاده از علائق یادگیرنده : مربیان و والدین میتوانند با شناسایی علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمایند . 20-مقابله با بازدارنده های عاطفی و هیجانی كه موجب دلسردی و كاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصیل می شود . مثلا“ معلمی ممكن است از دانش آموز توقع زیاد داشته باشد و یا پس از ورود به كلاس به هیچ دانش آموزی اجازه ورود ندهد و یا تكالیف سنگین تعیین كند ، زیاد درس بدهد ، سخت نمره دهد و گاهی تبعیض روا دارد . 21-انگیزش از راه سرمشق گیری : معلم در این شیوه از شخصیتی خاص تمجید و تجلیل نموده و او را یك نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفی می كند و دانش آموزان نیز از طریق همانند سازی با آن به درس و مدرسه علاقه مند می شوند . 22-تحریك حس كنجكاوی دانش آموزان 23-آموزش برنامه ریزی به دانش اموزان از طریق رفتار و گفتار و كردار خود در كلاس درس و ارائه نظرات مشورتی به آنها درتهیه برنامه 24-در آمیختن درس با تفریح و بازی دانش اموزان را به یادگیری بیشتر علاقه مند می سازد .
انگیزه به دو نوع درونی و بیرونی قابل تقسیم است.
از انگیزه بیرونی میتوان به تقویت کنندههایی چون پول، تایید، محبت، احترام، نمره. و از تقویت کنندههای درونی میتوان به رضآیت خاطر و احساس خوب از یادگیری اشاره کرد. آنچه که بیشتر موجب رفتار خود جوش میشود، انگیزه درونی است. هدف عمده فعالیتهای پرورشی معلم یا مربی این است که دانشآموز به تدریج از انگیزههای بیرونی به سمت انگیزههای درونی هدآیت شود.
تفاوت اساسی افراد دارای انگیزه درونی با افراد دارای انگیزه بیرونی این است که افراد با انگیزه درونی احساس کفآیت بیشتری در خود دارند و کمتر به دیگران اجازه میدهند که محرک رفتارشان شوند. این گروه از دانش آموزان، خود تعیین کننده رفتارها هستند و به خاطر کفآیتی که در خود احساس میکنند، باور دارند که میتوانند با رفتارشان بر محیط خود تأثیر بگذارند.
این گروه از دانشآموزان با انگیزه دورنگرا، تصورشان این است که موفقیت و عدم موفقیت در تحصیل به خاطر نحوه رفتار صحیح یا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانشآموزان با انگیزه برونگرا، احساس بیکفآیتی یا کفآیت کم داشته و همواره تصور میکنند که موفقیت آنها تحت تأثیر عوامل محیطی نظیر معلم و سوالات سخت است. این گروه از دانشآموزان حتی اگر درس بخوانند، باز هم موفقیت چندانی نخواهند داشت. چرا که اندک تلاش آنها به خاطر همان انگیزه بیرونی، همچون فرار از تنبیه یا کسب خواسته معلم است. اینان در صورت کسب موفقیت اندک هم آن را به شانس و تصادف نسبت میدهند و نه به تلاش و استعداد خود.
این دانشآموزان حتی اگر نیمنگاهی به موفقیت داشته باشند، آنقدر آن را صعبالوصول میدانند که دست به عمل نمیزنند، در نتیجه هرگز طعم موفقیت را نخواهند چشید. در حقیقت گام اول در برخورد با این افراد چشاندن طعم موفقیت به آنها و در هم شکستن تصور منفی آنها در مورد دستیابی به موفقیت است. در این صورت است که «موفقیت»، «موفقیت» میآورد.
از آنجایی که انسان آمادگی دارد تا فعالیتها و تصوراتش را تعمیم دهد، موفقیت در یک درس منجر به موفقیت در دروس دیگر میشود و این موضوع در مورد دروس اصلی هر رشته مهمتر است.
در واقع، ضعف درسی در این دروس منجر به بیعلاقگی به تحصیل و گاهی حتی ترک تحصیل میشود و البته عکس آن هم صادق است. به همین علت به معلمان دروس اصلی هر رشته توصیه میشود، شرایط آموزشی و امتحانی را مطلوب نمایند و با ارزشیابیهای مناسب فضای کلاس را لذتبخش کنند.
به طور کلی به منظور افزایش انگیزه دانشآموزان و سوق دادن آنها به سمت درونی شدن انگیزهها راهکارهای زیر توصیه میشود:
1. سعی کنیم اولویت تجربههای دانشآموزان برای آنها جالب باشد، احساس موفقیت اولیه، اعتماد به نفس آنها را افزایش میدهد. این موضوع در مسابقات ورزشی نیز مشهود است.
2. برای موفقیت دانشآموزان پاداش در نظر بگیریم. منتظر نباشیم تا افت تحصیلی اتفاق افتد و سپس موفقیت را تحسین کنیم.
3. با احترام گذاشتن به تفاوتهای فردی دانشآموزان، هرگز آنها را با یکدیگر مقایسه نکنیم.
4. دانشآموزان را در کلاس کمتر درگیر مسائل عاطفی منفی نمائیم و نسبت به حساسیتهای عاطفی آنان آشنا و در کاهش آن کوشا باشیم. سختگیری و انضباط شدید، تبعیض، بیان قضاوتهای منفی و خبرهای ناخوشایند از جمله عواملی است که موجب درگیری ذهنی و کاهش علاقه به یادگیری میشود.
5. بلافاصله پس از آزمون یا پرسش کلاسی، دانشآموزان را از نتیجه کار آگاه کنید.
6. برای اینکه دانشآموز بداند، در طول تدریس به دنبال آموختن به چیزی باشد، بیان اهداف آموزشی مورد انتظار از او را در ابتدای درس فراموش نکنیم.
7. چگونگی یادگیری و نحوه انجام کار برای دانشآموز مشخص شود.
8. به منظور افزایش حس کفآیت در دانشآموز از او بخواهیم مطالب یاد گرفته شده را به دوستان یا کلاس آموزش دهد.
9. در مورد مشکلات درسی دانشآموز و ریشهیابی آن، با او تبادل نظر و گفتوگو کنیم.
10. تشویق کلامی در کلاس، به صورت انفرادی بسیار حائز اهمیت است.
11. مطالب درسی را به ترتیب از ساده به دشوار مطرح کنیم.
12. از بروز رقابت ناسالم در بین دانشآموزان پیشگیری شود.
13. در فرایند آموزش متکلم وحده نباشیم و یادگیرندگان را در یادگیری مشارکت دهیم.
14. علاقه به دانشآموزان و تعلق خاطر و اهمیت دادن به یکایک آنها، سطح انگیزهها را افزایش میدهد.
15. آموزش را با «تهدید» پیش نبریم.
16. برای دانش آموزان با انگیزه، خوراک علمی کافی داشته باشیم.
17. با محول کردن مسئولیت به دانشآموزان کمتوجه، آنان را به رفتارهای مثبت هدآیت و علل کمتوجهی در آنها را بررسی کنید.
18. شیوههای تدریس را از سنتی به شیوههای روز تغییر داده و با استفاده از تکنولوژی آموزشی، حواس پنجگانه دانشآموزان را به کار گیریم.
19. - میان درس کلاس و مسائل زندگی که به وسیله همان درس قابل حل است. ارتباط برقرار کنیم.
20. - تدریس را با طرح مطالب و پرسشهای جالب توجه آغاز کرده و با تحریک حس کنجکاوی، دانشآموزان را برانگیختهتر سازیم.
21. - به وضعیت جسمانی دانشآموزان توجه کرده و علل جسمی بیتوجهی و کاهش انگیزه آنان را بیابیم.
22. محیط کلاس را با طراحی زیبا و مناسب، جذاب سازیم تا مانع بروز کسالت روحی شویم.
23. با فرهنگ و تاریخچه زندگی افراد مدرسه یا محلهای که در آن تدریس میکنیم، آشنا شده و در طول تدریس از مثالهای آشنا استفاده کنیم.
24. به منظور اطلاع از نتیجه فعالیت درسی دانشآموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تکالیف آنان را بلافاصله در جلسه بعدی ملاحظه و با رفع اشکالات، جنبههای مثبت را تشویق کنید.
25. در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل کنیم.
26. زمان یادگیری باید در حد توان دانشآموز باشد. برای تجدید قوا و انگیزه در میان کلاس از وقت تفریح و استراحت غافل نشویم.
27. دانشآموز را از میزان پیشرفت خود آگاه سازیم تا بداند برای رسیدن به هدف چه گامهای دیگری بردارد.
28. به لحاظ اخلاقی و ایجاد انگیزه، همیشه خوش اخلاق و خوشرو باشیم.
29. به منظور افزایش حس کفآیت و مشارکت در ارائه دروس از نظرات دانشآموزان استفاده کنیم.
30. مطمئن باشیم که توجه دانشآموزان برای شروع تدریس آماده است.
31. تمام مطالب دشوار را یکجا و در یک جلسه آموزش ندهیم.
32. به خاطر داشته باشیم، توجه افراطی به دانشآموزان (قوی یا ضعیف) موجب متشنج شدن فضای کلاس میشود.
33. دانشآموزان را به گروههای «خوب»، «بد» و «ضعیف» تقسیمبندی نکنیم.
34. از ورود به موضوعات حاشیهای که منجر به انحراف توجه کلاس میشود، بپرهیزیم.
35. با ایجاد جلسات بحث و تحلیل به دانشآموزان فرصت تفکر و اظهار نظر بدهیم.
36. هرگز دانشآموزان را مجبور به انجام فعالیتهای تحقیرکننده نظیر «جریمه» نکنیم.
37. به افراد درونگرا، کمرو، مضطرب که تمایلی به ابراز وجود ندارند، توجه کرده و با تقویت رفتارهای مثبت، آنها را به مشارکت در بحثهای کلاسی و کارهای گروهی تشویق کنیم.
38. در روشهای تدریس، کنفرانس و سمینار را مد نظر قرار دهیم.
39. تأکید بر نمره، اضطراب دانشآموزان را افزایش میدهد و مانع از توجه کامل به موضوع درس میشود. این دانشآموزان با وجود تلاش زیاد از نمرات پایینی برخوردارند و به تدریج رابطه میان تلاش و نتیجه را نادیده میگیرند که در نهآیت منجر به از دست رفتن انگیزه خواهد شد.
40. گاهی از تجربههای دوران تحصیل و شکستها و موفقیتهای خود برای دانشآموزان صحبت کنید.
نقش انگیزش در یادگیری
در چهارچوب کلاس درس، انگیزش به خصوصیات رفتاری نظیر علاقه، هشیاری، توجه، تمرکز و پشتکار اطلاق میشود. این جنبههای انگیزشی جنبههایی هستند که معلم مستقیماً در کلاس با آنها سروکار دارد.
اگر دانشآموزی به درس توجه نکند، به گفتهها و راهنماییهای معلم وقعی ننهد و تکالیف خود را انجام ندهد، بالطبع یاد دادن مطلب به او بسیار دشوار خواهد بود.
هم چنین مربیان آموزشی با خصوصیات انگیزشی دراز مدت نیز سروکار دارند. برای مثال، معلم دبستان، نه تنها میخواهد که کودکان به درس کلاس توجه کنند، بلکه مایل است به آنان بیاموزد که در زندگی اینده خود نیز از خواندن لذت ببرد، همچنین معلم تاریخ نه تنها علاقمند است که شاگردان درسهای او را بیاموزند، بلکه امیدوار است که این شاگردان در اینده نیز رویدادهای اجتماعی و تاریخی را دنبال کنند.