مجلس تنهايي
امام حسين و .......
پاي نامه صد وچهل هزار امضاء بود
نوشته بود: بشتاب ما چشم به راه تو هستيم
نوشته بود: براي آمدنت آماده ايم و ديگر با واليان شهر نماز نمي خوانيم
نوشته بود :ميوه ها رسيده و باغ ها سبز شده . منتظرت هستيم
نامه در دستهايش ،وسط بيابان
روبروي سپاهي كه راهش را بسته بودند ايستاد:
كسي را كشته ام خونش را بخواهيد؟ مالي را برده ام ؟ كسي را زخمي كرده ام؟
بي دليل هلهله كردند
فرمود: مردم كوفه مرا دعوت كرده اند،اين نامه ها......
صداهاي بي معني و نامفهوم در آوردند تا صدايش نرسد.
جلوتر آمد تا صورتهايشان را ببيند وناگهان ساكت شد:
شبث بن ربيع؟ حجار بن ابجر؟ قيس بن اشعث؟
اسم ها همان اسمهاي پاي نامه ها بود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۹ ساعت 13:14 توسط مدیر وبلاگ
|